• تاریخ : ۱۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : تفریحی

به گفته سرویس سیاسی جام نیـوز، پیرو جنجال اخیر رسانه های اصلاح طلب باعنوان عذرخواهی شریعتمداری از ظریف، مدیرمسئول کیهان در یادداشتی در شماره امروز این روزنامه، ضمن بازخوانی ماجرای آن عذرخواهی، به بررسی ریشه های فکری جنجال اصلاح طلبان پرداخته و نکات جالبی را متذکر شده هست. متن کامل این یادداشت به شرح زیر هست:

 

این خاطره مربوط به یکی از شب‌های جمعه در زندان سیاسی دوران طاغوت هست. برادر عزیزم ابراهیم محمدزاده- از فرماندهان بعدی سپاه در دفاع مقدس- گوشه‌ای نشسته و دعای شریف کمیل را زیر لب زمزمه می‌کرد و آرام و بی‌صدا اشک می‌ریخت. در حسرت حال و هوای او بودم که مسئول جمع (کمون) مارکسیست‌ها نزد اینجانب آمد. حدس زدم که مسئله‌ای در میان هست و برای تذکر آمده هست. چرا که قرار این بود اگر هر یک از زندانیان نسبت به زندانی دیگری که از جمع خودشان نبود، اعتراضی داشته باشند، این اعتراض را با مسئول جمع خود- که به طور مخفیانه از سوی زندانیان همان جمع انتخاب می‌شد- در میان بگذارند و او این اعتراض یا تذکر را به مسئول جمع دیگر منتقل کند. حدسم درست بود. آقای «مهرداد-ص» مسئول کمون مارکسیست‌ها برای تذکر آمده بود و گفت؛ فلانی! می‌دانی که زندان با سختی همراه هست و هر یک از ما مشکلاتی داریم که باید تحمل کنیم و حرکتی نکنیم که نشانه نگرانی و بی‌صبری باشد و باعث سوءاستفاده رژیم شود و به روحیه بر و بچه‌ها ضربه بزند و… گفتم؛ خب! مگر ما در این موارد تردیدی داریم؟ بچه‌های ما که بیشترین شکنجه‌ها را تحمل می‌کنند و در حرکت‌های جمعی زندان علیه رژیم هم پیشتاز و جلودار هستند. سخنم را تصدیق کرد و گفت؛ به همین علت، گریه کردن ابراهیم برایمان تعجب‌آور هست. به او تذکر بدهید که باید مشکلاتش را تحمل کند. از گریه که کاری ساخته نیست، فقط روحیه بقیه بر و بچه‌ها را خراب می‌کند! و…

 

با تعجب نگاهش کردم و گفتم؛ از آنجا که شما هر وقت گریه کرده‌اید برای یکی از مشکلات روزمره و مادیتان بوده هست، نمی‌توانید در دورترین افق ذهن خویش هم تصور کنید که یک مسلمان وارسته نظیر ابراهیم‌محمدزاده در مناجات و راز و نیاز با خدای خود اشک بریزد. و چند فراز از دعای کمیل را برایش خواندم… پوزش خواست و رفت.

 

روز سه‌شنبه در همین ستون با اشاره به تیتر یادداشت روز کیهان یکشنبه که عنوان «مذاکره کردید یا دیکته نوشتید» را داشت، ضمن تأکید چند‌باره بر بی‌حاصل بودن برجام و فاجعه‌بار بودن آن که در یادداشت مزبور آمده بود، خطاب به تیم هسته‌ای کشورمان نوشته بودم «اگرچه متن یادداشت را مستند می‌دانم ولی چنانچه از تیتر یادداشت مزبور تلقی اهانت شده هست، از تیم هسته‌ای کشورمان، مخصوصاً آقای دکتر ظریف که روی سخن یادداشت با ایشان بود، پوزش می‌خواهم».

 

در پی این نوشته، روزنامه‌ها و وب سایت‌های زنجیره‌ای که انگار مانند آن زندانی مارکسیست بوئی از اخلاق و انسانیت و این‌گونه مسائل به مشامشان نخورده هست، با عناوینی نظیر «اقدام غیر منتظره»!  «حرکت کم سابقه»! و امثال آن به انعکاس ماجرا پرداخته و تلاش کردند پوزش از احتمال تلقی اهانت‌آمیز  از تیتر یادداشت را که با تأکید بر درستی متن آن همراه بود، به مفهوم تغییر موضع کیهان در ماجرای هسته‌ای قلمداد کنند! این وارونه‌نمایی به وضوح نشان می‌دهد مدعیان اصلاحات تا چه اندازه در مقابل استدلال محکم کیهان مبنی بر فاجعه‌آمیز بودن برجام، درمانده و دست خالی هستند.

 

ماجرای این قماش از مدعیان اصلاحات و نسبت آنها با مسائل انسانی و اخلاقی، یادآور داستان کسی هست که از او سؤال کردند؛ قبله کدام طرف هست؟ و یارو که معلوم بود اصلاً نامی از قبله به گوشش نخورده هست،‌ پرسیده بود؛ کدام خیابان را به شما آدرس داده‌اند؟!

 

اکنون روی سخن با برادران تیم هسته‌ای هست تا ببینند کسانی که پرچم حمایت از آنها را برافراشته‌اند، از چه قماشی هستند؟!

 

 

فارس

۱۰۶

 

  • تاریخ : ۱۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : تفریحی

به گفته سرویس سیاسی جام نیـوز، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در بیانیه ای کشتار مسلمانان در میانمار را محکوم کرد.

 

متن این بیانیه به شرح ذیل هست:

 

بسمه تعالی

حوادث دردناک و کشتار، سرکوب و کوچ اجباری دهها هزار تن از مسلمانان روهینگیا، روح هر انسان آزاده‌ای را به شدت متالم می‌سازد. مشاهده تصاویر هولناک کشتار روزانه و سازمان یافته زنان، مردان، کودکان و سالخوردگان بی‌پناه و بی‌دفاع، نشان از یک فاجعه جدید عظیم انسانی در عصر حاضر دارد. 

 

از آن فاجعه بارتر، سکوت مدعیان حقوق بشر و برخی دولتها و سازمان‌های بین المللی هست که با بی‌تفاوتی نظاره گر این وقایع هولناک، نقض حقوق بشر و نسل‌کشی مسلمانان در میانمار می‌باشند.

 

اینجانب کشتار و اخراج مسلمانان مظلوم میانمار را شدیداً محکوم نموده و بر مسئولیت دولت میانمار در قبال حوادث اخیر و ضرورت حمایت از اقلیت مسلمان این کشور تأکید می نمایم.

 

مؤکدا خواستار ورود هیأت حقیقت یاب سازمان ملل برای بررسی اوضاع و ارسال کمک‌های انسان دوستانه و رسیدگی فوری به وضعیت موجود می‌باشم.

 

براساس منشور ملل متحد و قطعنامه‌های بین المللی با تأکید بر ضرورت اجتناب از رفتارهای مبتنی بر استاندارد دوگانه در موضوع حقوق‌بشر، بر مسئولیت همه دولت ها، پارلمان‌‌ها، نهادها و سازمان‌های بین المللی و منطقه ای بویژه سازمان ملل متحد و سازمان همکاری اسلامی برای ایجاد امنیت و آرامش در منطقه و حمایت از مردم مسلمان روهینگیا تاکید می نمایم.

 

باردیگر ضمن محکوم کردن این قتل عام فاجعه ‌بار سازمان یافته، با تکیه بر وظایف و اختیارات قانونی خود کمیته ویژه‌ای را با مسئولیت رئیس محترم کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی تشکیل می‌دهم تا اقدامات پارلمانی لازم را برای توقف فوری این جنایت و ارسال کمک‌های بشردوستانه به عمل آورد.

 

 

فارس

۱۰۶

  • تاریخ : ۱۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : تفریحی


تاريخ انتشار:
۰۷:۰۹ – ۱۳۹۶ پنج شنبه ۱۶ شهريور


کد خبر: ۱۰۴۲۰۳
تعداد نظرات : ۰

اسما الاسد همسر بشار اسد پس از راهیابی سوریه به پلی آف جام جهانی ۲۰۱۸ که با تساوی در خانه ایران محقق شد یک پست اینستاگرامی منتشر کرد.



به گفته روبوما نیوز،اسما الاسد نوشت: آن چیزی که ورزشکاران ما محقق کردند افراشتن پرچم سوریه در میادین بین المللی در شرایطی هست که ما سالهاست در بحران به سر می بریم. این خود به تنهایی نوعی دفاع از سوریه در مقابل تعرضات به حساب می آید.

 

 

واکنش همسر بشار اسد پس از تساوی تیم ملی سوریه با ایران + عکس

 

 

  • تاریخ : ۱۷ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : تفریحی

به گفته سرویس سیاسی جام نیـوز، محمد جواد ظریف وزیر خارجه کشورمان در گفتگویی تلفنی با ولید‌المعلم همتای سوری خود، شکست محاصره دیرالزور را به دولت جمهوری عربی سوریه و ملت این کشور تبریک گفت.

 

ظریف در این تماس بر مستحکم بودن روابط دو کشور برادر ایران و سوریه و اهمیت تقویت این روابط در همه زمینه‌ها تاکید کرد.

 

به گفته سانا، وزیر خارجه کشورمان همچنین بر ادامه حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران از سوریه در نبرد علیه تروریسم تا تحقق پیروزی در این کشور تاکید کرد.

 

وزیر خارجه سوریه نیز ضمن قدردانی از ظریف و حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران، تاکید کرد که ارتش عربی سوریه به مبارزه با گروه‌های تروریستی تا آزادسازی همه مناطق سوریه ادامه خواهد داد.

 

 نیروهای ارتش سوریه روز سه‌شنبه توانستند حلقه محاصره شهر دیرالزور را  در هم بشکنند و به محاصره سه‌ساله این شهر با تحمیل شکست سنگین به تروریست‌های داعشی پایان دهند.

 

ظریف روز سه‌شنبه در گفتگو با شبکه خبری المیادین، شکست محاصره دیرالزور را یک پیروزی مهم در برابر تروریسم توصیف کرد.

 

 

تسنیم

۱۰۶

 

  • تاریخ : ۱۶ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : تفریحی

به گفته سرویس سیاسی جام نیـوز، ۱۸ ماه از شهادت محسن می گذرد و در این مدت ، هر پنج شنبه بر سر مزار محسن در بهشت زهرا خیمه عاشقی برپاست؛ ایستگاهی صلواتی نشانه عشق تمام نشدنی پدر به فرزند؛ پدری که همیشه شب های چهارشنبه را همینجا در بهشت زهرا کنار مزار پسر شهیدش به صبح می رساند و آفتاب پنج شنبه که شهر را روشن کرد، آستین همت بالا می زند و به روال همه هفته های گذشته، بساط عاشقی اش را به پا می کند.

 

دومین پنجشنبه گرم شهریور ماه، در قطعه ۵۰ بهشت زهرا ، مهمان اصغر قوطاسلو شدیم و با او از فرزند شهیدی گفتیم که مایه افتخار و سربلندی اش هست.

 

همیشه پنج شنبه ها اینجا هستید؟

از وقتی که اینجا خانه محسن شده ما هم همیشه اینجاییم. البته بیشتر وقت ها من از شب قبل می آیم بهشت زهرا. شب همینجا می خوابم و از سر صبح می افتم دنبال تهیه تدارکات برای پخت غذا.

 

بیشتر توضیح می دهید؟

بله .. آش می پزیم ، قیمه می پزیم ، قرمه می پزیم. ماه رمضان سحری و افطاری می دادیم ، زیارت عاشورا داریم. نماز جماعت برگزار می کنیم. امروز دعای عرفه داریم. سخنران داریم و هزار نفر پای سفره ای می نشینند که هر پنج شنبه اینجا می اندازیم و نمی گذاریم چراغ اینجا خاموش شود.

 

چرا؟

چون محسن چراغ دل ما را روشن کرد. چراغ دل یک ملت را روشن کرد. محسن تکاور بود، جنگاور بود، رفت و در راه اسلام، در راه وطن شهید شد، چه افتخاری از این بالاتر. حالا این کوچکترین کاری هست که من می توانم برای پسرم انجام بدهم. البته من تنها نیستم، اینجا واقعا کار دلی هست، جوان های زیادی می آیند داوطلبانه پای کار می ایستند. خیلی ها التماس می کنند که تورا به خدا به ما هم اگر کاری هست بگویید انجام بدهیم. اصلا یک حال خوبی اینجا بوجود آمده که همه اش از برکات حضور شهداست.

 

محسن را خیلی ها بعنوان اولین شهید مدافع حرم ارتش می شناسند، شما که پدر این شهید هستید، محسن را چطور معرفی می کنید؟

پسر من جنگاور بود،​غواص بود ،چترباز بود دوره هایی که یک رنجر باید ببیند گذرانده بود، کلاه سبز بود ، غریق نجات بود. اما قبل از همه اینها محسن یک بسیجی بود؛ یک نظامی خالص. از خیلی سال قبل تر مسئول حوزه بسیج بود، مسئول آموزش ناصحین بود، مسئول آموزش دانش آموزی پاکدشت بود و همیشه خودش را سرباز رهبر می دانست.

 

هیچوقت فکر می کردید که شهید بشود؟

محسن زیاد از شهادت حرف می زد. همیشه در جمع های خانوادگی یا در هیئت ها که حضور داشت می گفت دعا کنید من شهید بشوم ؛ یعنی شهادت آرزویش بود. همیشه دنبال مسیری بود که او را به شهادت نزدیک تر کند. حتی وقتی در سوریه بود با اینکه دوره ماموریتش تمام شده بود اما باز هم داوطلبانه مانده بود، به همرزمانش هم گفته بود من با شهادت برمی گردم.

 

از نحوه شهادتش خبر دارید؟

دوستانش گفتند که یک عملیات سختی بین نیروهای ایرانی و نیروهای جبهه النصره بوجود آمده ، تا رسیدن نیروهای خودی محسن چندساعتی خط را به تنهایی نگهداشته بوده و قهرمانانه در نبردی مستقیم و تن به تن به شهادت رسیده. نیروهای دشمن، بعد از شهادت محسن برای اطمینان از مرگ او، به او تیر خلاص زده بودند. حتی وسائلش را هم با خودشان برده بودند.

 

محسن کجا شهید شد؟

در شهر حلب منطقه برنه .افتخار من این هست که پسرم قهرمانانه جنگید.

 

برای اینکه برود سوریه و مدافع حرم بشود رضایت شما را گرفت؟

بله …یک روز آمد و گفت دوست دارم بروم مدافع حرم بشوم. گفتم محسن جان خوب فکرهایت را کرده ای؟ گفت بله. اگر من نروم چه کسی برود؟! وظیفه من هست که بروم و از حرم حضرت زینب (س) از مردم مظلوم و از اسلام دفاع کنم.

 

این اولین ماموریت خارج از کشورش بود؟

نه قبلا یک بار هم رفته بود عراق . اما آن موقع ماموریتش طولانی نبود.

 

پدری که هرهفته می آید بهشت زهرا شب را سر مزار پسر شهیدش می خوابد یعنی او را خیلی دوست داشته، چطور این پدر رضایت می دهد به رفتن فرزندش به جایی که پر از آتش گلوله هست؟

چون خودش دلش با رفتن بود. محسن درست هست که پسرم بود، اما پشت و پناهم بود، من خیلی وابسته اش بودم، روزی هم که آمد و گفت می خواهد برود سوریه، من می دانستم که این راه شهادت دارد، خودم هم در دوران مقدس جبهه بودم ، می دانستم شرایط جنگ چطوری هست. می دانستم که در این مسیر خیلی ها به شهادت می رسند، البته شهادت نصیب هرکسی نمی شود و اینهایی که امروز می بینید شهید شده اند همه برگزیده هستند.

 

محسن فرزند چندمتان بود؟

پسر اولم بود. تکیه گاهم بود. همیشه هرکاری داشتم محسن داوطلب می شد انجامش می داد. همیشه فکر می کردم اگر یک روزی از این دنیا بروم ، این محسن هست که زیر تابوتم را می گیرد من را از زمین بلند می کند. فکر نمی کردم برعکس بشود. اما شد… خدا عزتی به او داد که هیچ بنده ای نمی توانست بدهد.

 

بعد از شهادت محسن او را خواب دیده اید؟

زیاد…من محسن را زیاد در خواب می بینم.حتی آن وقتی که نزدیک شهادتش بود هم چندباری خواب دیدم مراسم عزاداری هست و من دارم محسن را تشییع می کنم. حال بدی داشتم. خدا شاهد هست که بعد از اینکه بیدار می شدم تا صبح راه می رفتم. با خودم می گفتم خدایا این چه خوابی هست… فکر می کردم یعنی قرار هست واقعا محسن شهید بشود؟! الان می بینم محسن همیشه در خوابهای من حضور دارد.

 

الان چطور این حضور را نشان می دهد؟

در این مدتی که شهید شده چندباری پسرم را در خواب دیدم. دیدم بیرون در ایستاده. تعارف کردم که محسن جان بیا داخل خانه. چرا نمی آیی؟ محسن هم هربار گفته: بابا آخر من نگهبان بی بی هستم. نمی توانم اینجا را ترک کنم.

 

پس حتما محسن ارادت زیادی به حضرت زینب(س) داشته.

دقیقا همین طور هست. وقتی محسن داوطلب شد برای اعزام به سوریه، هم برایش بحث اعتقادی و مذهبی مطرح بود، هم بحث دفاع از مرزهای اسلام. همه اینها کنار هم جمع شد و محسن را برای رفتن ترغیب کرد. یادم نمی رود که محسن همیشه می گفت من می روم که سرباز بی بی باشم. حالا پسر من سرباز بی بی هست.

 

وقتی خبر شهادت محسن را شنیدید چکار کردید؟ شما که با خواب شهادتش آنقدر آشفته می شدید.

من به پسرم افتخار کردم. محسن سربلندم کرد. ببینید همه ما رفتنی هستیم، چه بهتر که به شکل زیباتری از این دنیا برویم و چه رفتنی زیباتر از شهادت؟!

 

واکنش مادرش چه بود؟

اتفاقا من درباره این موضوع خیلی نگران بودم. وقتی رفتم معراج شهدا و پیکر محسن را دیدم ، همه دغدغه ام این بود که چطور این خبر را به مادرش بدهم. قبل از اینکه برسم خانه ، به همسرم زنگ زدم. گفت چیزی شده؟ از محسن خبری شده؟ گفتم می آیم خانه می گویم. اما پای رفتن نداشتم. وقتی رسیدم خانه و همسرم در را باز کرد. دوباره پرسید از محسن خبری شده؟ محسن شهید شده؟ گفتم شهید شده. گفت مبارکش باشد…مبارکش باشد…

 

یک عکس خیلی معروف از حضور حضرت آیت الله خامنه ای برسر مزار اولین شهید مدافع حرم ارتش وجود دارد، درباره این عکس توضیح می دهید؟

بله… محسن خیلی دوست داشت حضرت آقا را از نزدیک ببیند، حتی در وصیت نامه اش هم نوشته بود که آرزو دارم آقا دست متبرکشان را به روی سرم بکشد. که البته قسمتش نشد اما بعد از شهادتش ، حضرت آقا همینجا سر مزار محسن آمد و چند دقیقه ای ایستاد. همین عکس هست که خیلی معروف شده.

 

خودتان هم از نزدیک ایشان را دیده اید؟

بله چندباری این سعادت نصیب من شده که محضر حضرت آقا برسم. همیشه از ایشان خواسته ام که من را دعا کنند و ایشان هم فرمودند که این مدافعان حرم در راه دفاع از حریم و حرم به شهادت می رسند؛ افتخار کن که چنین پسری داری.

 

 

منبع: جام جم

۱۰۶