• تاریخ : ۱۱ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی

به گفته سرویس سیاسی جام نیـوز، محمدحسین قدیری ابیانه کارشناس مسائل سیاسی و سفیر سابق ایران در مکزیک در پیش خطبه‌های نماز جمعه امروز تهران ( جمعه ۱۰ فرودین ۹۷) درباره حمایت از تولید ایرانی گفت: ما یک کشور نفت خیز هستیم و بیش از ۱۰۰ سال هست که نفت در ایران استخراج می‌شود، هر کشوری نفت و گاز دارد می‌تواند از آن به عنوان اهرم استفاده کند و سیاست استعمار این بوده که این اهرم را از دست ما در آورد و به ضداهرم تبدیل کند، کما اینکه موفق هم بوده هست. با داشتن نفت امروز می‌بایست ما دشمنان و غرب را تحریم می‌کردیم ولی آنها ما را تحریم کرده‌اند.

او افزود: استراتژی دشمن ۲ بعد اساسی داشت، اول اینکه گفتند کشورهای نفت خیز باید نیازمند فروش نفت خام باشند و برای این کار نباید ثروت تولید کنند و تلاش کردند فرهنگ کار را ما را خراب کنند و ما هنوز هم از این مسئله رنج می‌بریم.

قدیری‌ابیانه تصریح کرد: بعد دوم این بود که درآمدهای نفتی ما در عمران، آبادانی و تولید ثروت و اشتغال به کار گرفته نشود و آن را از دست ما خارج کنند برای همین سعی کردند ما را مصرف گرا بار بیاورند و برای این هم سعی کردند پول‌های ما به جیب خودشان برگردد برای همین هم تلاش کردند ما تولیدات آنها را مصرف کنیم.

 

فارس

۱۱۱

  • تاریخ : ۱۱ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی


تاريخ انتشار:
۱۲:۱۹ – ۱۳۹۶ يکشنبه ۲۹ بهمن


کد خبر: ۱۱۸۴۰۱

تعداد نظرات : ۰


ترکیب تیم‌های ملی کشتی آزاد و فرنگی برای حضور در ر قابت‌های قهرمانی آسیا اعلام شد.




به گفته روبوما نیوز،به نقل از فدراسیون کشتی، رقابت‌های کشتی فرنگی و آزاد قهرمانی آسیا روزهای ۸ تا ۱۳ اسفندماه در شهر بیشکک قرقیزستان برگزار می‌شود.

اسامی نفرات اعزامی به این مسابقات به شرح زیر هست:

کشتی فرنگی:

۵۵ کیلوگرم: رضا خدری
۶۰ کیلوگرم: مهرداد مردانی
۶۳ کیلوگرم: کرامت عبدولی
۶۷ کیلوگرم: محمد الیاسی یا حسین اسدی
۷۲ کیلوگرم: مجید خلیلی
۷۸ کیلوگرم: محمدعلی گرایی
۸۲ کیلوگرم: یوسف قادریان
۸۷ کیلوگرم: حسین نوری
۹۷ کیلوگرم: سیدمصطفی صالحی‌زاده
۱۳۰ کیلوگرم: بهنام مهدی‌زاده

سرمربی: علی اشکانی
مربیان: محمدعلی چمیانی، داود گیل نیرنگ، رسول جزینی و لقمان رضایی
مدیر فنی تیم‌های ملی: احد پازاج
سرپرست: سیدموسی طباطبایی

کشتی آزاد:

۵۷ کیلوگرم: نادر حاج آقا نیا
۶۱ کیلوگرم: ایمان صادقی
۶۵ کیلوگرم: یونس امامی
۷۰ کیلوگرم: سیداحمد محمدی
۷۴ کیلوگرم: مصطفی حسین خانی
۷۹ کیلوگرم: عزت اله اکبری
۸۶ کیلوگرم: حسن یزدانی (علیرضا کریمی – همراه)
۹۲ کیلوگرم: محمدجواد ابراهیمی
۹۷ کیلوگرم: مجتبی گلیج
۱۲۵ کیلوگرم: امین طاهری

سرمربی: رسول خادم
مربی اول: محمد طلایی و علیرضا رضایی
مربیان: فردین معصومی، مصطفی میرعمادیان و مهدی برائتی
سرپرست: هادی حبیبی

پزشک: تورج ملک محمدی
پزشک تغذیه: رامین امیرساسان
ماساژور: محمد علیزاده
داوران: محمدابراهیم امامی، اردوان صاحب، مزدک گیتی و محمد مصلایی‌پور
نماینده فدراسیون: رضا لایق
دبیرکل کنفدراسیون آسیا: حمید بنی تمیم

 

منبع:خبرورزشی

  • تاریخ : ۱۱ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی

به گفته سرویس بین‌الملل جام نیـوز، عباسعلی کدخدایی در یادداشتی با عنوان « سبک‌سری جاه‌طلب با آرزوهای‌ بر باد رفته» که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده نوشته هست:

وقتی جوانکی سبک‌سر زمام امور را در عربستان با روشی دیکتاتور مآبانه غصب کرد انتظار داشت در فرصتی اندک آرزوهای‌نامشروعش محقق شود و لذا دست به کارهای عجیب و غریب زد. اخیرا بن سلمان برای خلق موقعیت‌های جدید برای کشورش به آمریکا سفر کرد. اما این سفر آن‌طور که باید و شاید نتیجه نداد.

از نتایج سفر بن سلمان، وزیر دفاع و ولیعهد سعودی به آمریکا چنین برمی‌آید که واشنگتن، ریاض را بیش از هر چیز یک شریک اقتصادی می‌داند و اظهارات ترامپ در دیدار با ولیعهد جوان خود شاهدی بر این مدعاست. اگر چه ترامپ از ولیعهد سعودی به گرمی استقبال کرد؛ لیکن سخنان او خالی از انتقاد نبود! او گفت که سعودی کشوری بسیار ثروتمند هست و امیدوار هست که ریاض بخشی از این ثروت را مثلا با خرید مدرن‌ترین محصولات نظامی به آمریکا بدهد که البته تا کنون این‌گونه نبوده هست.

او افزود، از زمانی که دو کشور در سال گذشته قراردادی تسلیحاتی به ارزش حدود ۱۱۰ میلیارد دلار امضا کردند، عربستان تسلیحات اندکی خریداری کرده هست. ترامپ حجم خرید را ناچیز توصیف کرد و چهره محمد بن سلمان نشان می‌داد از شنیدن این سخن خشنود نشده هست.

از قرار معلوم تلاش‌های بن سلمان و حکومت سعودی برای تغییر وجهه ریاض تأثیر چندانی نداشته هست. شبکه خبری الجزیره قطر می‌نویسد که عربستان می‌کوشد محمد بن سلمان را چهره سیاسی از نوع دیگر نشان دهد؛ چهره‌ای که قرار هست به اصلاحات دست بزند و تصویری جدید از زنان سعودی و چهره‌ای معتدل‌تر از مذهب ارائه کند. به نوشته ایلنا، در عین حال برخی کارشناسان با اشاره به برخورد خشن ولیعهد سعودی با هر رقیب احتمالی تصریح می‌کنند که دفاع از حقوق زنان نباید یک نکته را به حاشیه براند: حاکم سبک سر، جوان و پرخاشگر سعودی را حتی همین حالا هم کسی طرفداری نمی‌کند.

کارشناسان می‌گویند سیاست خارجی سعودی از عوامل مهم شکل‌گیری چنین وجهه‌ای هست. حمله ائتلاف عربی به رهبری سعودی به مردم یمن که از سه سال پیش آغاز شده، همچنان ادامه دارد. بنا به گفته خبرگزاریهای خارجی، کارشناسان امور منطقه معتقدند که این جنگ بجز افزایش روزافزون شمار کشتگان غیرنظامی تا کنون نتیجه ملموسی در بر نداشته هست. در این جنگ تا کنون ۱۰ هزار نفر که به هیچ ‌یک از دو طرف جنگ تعلق نداشته‌اند، کشته و ۵۳ هزار نفر زخمی شده‌اند. میلیون‌ها نفر هم در یمن آواره شده‌اند. بیماری واگیر وبا هم به طرز گسترده‌ای در حال گسترش هست.

 

۱۱۱

  • تاریخ : ۱۱ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی


تاريخ انتشار:
۱۲:۵۲ – ۱۳۹۶ يکشنبه ۲۹ بهمن


کد خبر: ۱۱۸۴۰۶

تعداد نظرات : ۰


سرمربی ناتینگهام فارست از مصدمیت هافبک ایرانی خود انتقاد کرد و گفت:اشکان از ناحیه زانو مصدوم شده هست. ما تلاش می کنیم که نتیجه تست های پزشکی او چه می شود. این مصدومیت شرم آور هست.




به گفته روبوما نیوز،به نقل از وب سایت ناتینگهام پست، باشگاه ناتینگهام فارست با یک ضربه ناگهانی مواجه شد و اشکان دژاگه، بازیکن تیم ملی ایران پیش از بازی برای این تیم از ناحیه زانو مصدومیت شدیدی پیدا کرد.

باید منتظر ماند که چه مدت از میادین دور خواهد ماند اما انتظار می رود او حداقل یک ماه خانه نشین هست چه بسا این مدت بیشتر نیز شود. هنوز دژاگه فرصتی را برای بازگشت به بازی ها قبل از اتمام فصل را دارد ولی با با توجه به اینکه او در این فصل به همراه ولفسبورگ آلمان نیز به خاطر مصدومیت نتوانست بازی کند نیاز به تلاش زیاد دارد تا  بتواند در این فصل بازی کند.

آیتور کارانکا، سرمربی اسپانیایی ناتنیگهام فارست درباره مصدومیت دژاگه گفت: اشکان از ناحیه زانو مصدوم شده هست. ما تلاش می کنیم که نتیجه تست های پزشکی او چه می شود. این مصدومیت شرم آور هست. اشکان از بازی کردن ناامید هست. او از کمک کردن به تیم و بازی در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه به همراه تیم ملی ایران ناامید شده هست.

او افزود: باید ببنیم چه اتفاقی خواهد افتاد. نمی دانم چه قدر زمان می برد تا مصدومیت دژاگه خوب شود. من دکتر نیستم. ولی این اتفاق خوبی نبود و برای ما و او شرم آور هست.

 

منبع:خبرورزشی

  • تاریخ : ۱۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی

به گفته سرویس سیاسی جام نیـوز، مصطفی تاجزاده یکی از افرادی هست که مواضع و اقداماتش، انتقادات زیادی را از سوی فعالان سیاسی و کنشگران فضای مجازی به دنبال داشته هست.

 

تاجزاده این بار توییتی را منتشر کرده که محتوای آن، صدای کارشناس بی‌بی‌سی را هم درآورده هست.

 

این فعال سیاسی اصلاح طلب، خواستار مذاکره مستقیم با آمریکا برای دستیابی به برجام منطقه ای شده و مدعی هست، باید قبل از اینکه فرصت از دست برود دست دولت برای بازی برد-برد در منطقه باز گذاشته شود تا به گفته او “میهن و مردم با تنگناهای جدید روبرو نشوند”.

 

درخواست تاجزاده در شرایطی مطرح شده که “حسن روحانی” هفتم آبان سال ۹۶ پس از بیان بدعهدی آمریکا در اجرای برجام گفت: کشورها مگر دیوانه شده اند با آمریکا مذاکره کنند؟!

 

پس از انتشار این توییت بود که “علی علیزاده” فعال سیاسی مقیم لندن که در بسیاری از برنامه های بی‌بی‌سی به عنوان کارشناس حضور یافته، به آن واکنش نشان داد.

 

علیزاده در توییتر خود نوشت: هر دانشجوی سال اول علوم سیاسی می داند مذاکره بیشتر، وقتی ترامپ تهدید به پاره کردن قرارداد مذاکرات پیشین کرده، مذاکره نیست، تسلیم هست و مقدمه خلع سلاح بیشتر و خودکشی ملی.

 

در ادامه این توییت آمده هست: ای کاش آقای تاجزاده که با این تز خطرناک جان و مال ۸۵ میلیون ایرانی را به خطر انداخته حاضر به مناظره بود!

 

توییت علیزاده در واکنش به پیشنهاد تاجزاده

 

تاجزاده در جریان “پول‎های کثیف” که با هدف مقابله با حجاب به یکی از ساختارشکنان خیابان انقلاب داده شده بود هم سر و صدای زیادی به پا کرد.

 

پیش از آن، نامه تاجزاده به “علی مطهری” نماینده مجلس علیه حجاب با انتقاد فعالان عرصه فرهنگ مواجه شده بود. او در این نامه به طور مشخص خواسته بود تا حجاب آزاد شود و دولت نسبت به آن بی تفاوت باشد.

 

این فعال سیاسی در جریان فتنه ۸۸ نیز نقش فعالی داشت؛ فتنه ای که موجب تحریک دشمنان ایران برای افزایش فشار و تحریم شد و هنوز آثار زیان بار آن بر دوش مردم سنگینی می کند.

 

تاجزاده همچنین در توییتر خود، آزادانه و با تندترین الفاظ علیه مسئولان مملکتی و غیرهمفکرانش، از هرگونه توهین و اتهامی دریغ نمی ورزد.

 

مسئولان قضایی فعلا تاجزاده را آزاد گذاشته اند و کار به جایی کشیده که او پیشنهاداتی علیه امنیت ملی می دهد که فعالان سیاسی لندن نشین هم تاب تحمل آن را ندارند. مشخص نیست پایان این توهین ها و اقدامات ضدملی به کجا ختم خواهد شد؟

 

۱۱۱

  • تاریخ : ۱۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی


تاريخ انتشار:
۱۳:۰۳ – ۱۳۹۶ يکشنبه ۲۹ بهمن


کد خبر: ۱۱۸۴۱۰

تعداد نظرات : ۰


دروازه بان تیم فوتبال استقلال در دومین دیدار آسیایی برابر الهلال مشخص شد.




به گفته روبوما نیوز، تیم فوتبال استقلال در حالی در دومین دیدار آسیایی خود روز سه شنبه هفته جاری به مصاف تیم الهلال عربستان می رود که در این میان طبق صلاح دید شفر ،حسین حسینی در درون دروازه آبی ها قرار می گیرد.

به این ترتیب حسینی در دومین دیدار لیگ قهرمانان آسیا نیز برای آبی ها در درون دروازه می ایستد .حسینی در دیدار مقابل الریان نیز سنگربان استقلال بود.

دیدار دو تیم فوتبال استقلال و الهلال عربستان روز سه شنبه هفته جاری ساعت ۱۹ در ورزشگاه السیب عمان برگزار می شود.

 

منبع:فردا

  • تاریخ : ۱۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی

به گفته سرویس سیاسی جام نیـوز، قائم‌مقام حزب اعتماد ملی معتقد هست که ۵ نفر در پشت صحنه شورای عالی سیاست‌گذاری حضور دارند که متأسفانه دیکتاتوری به راه انداخته و برای همه جریان‌های اصلاح‌طلب تصمیم‌گیری می‌کنند و آن را به نام آقای خاتمی می‌نویسند و هر کسی هم که با آن‌ها مخالفت کند، به معنای مخالفت با شخص آقای خاتمی می‌دانند.

پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶، برگ برنده و موفقیت دوباره جریان اصلاحات خصوصاً شورای ‌سیاست‌گذاری اصلاحات بود.

شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان با ریاست محمدرضا عارف، از انتخابات سال ۹۲، شروع به کار کرد و توانست با رهبری خوب و البته پر انتقاد، چند انتخابات مهم ریاست‌جمهوری، مجلس و شورای شهر را با موفقیت پشت سر بگذارد.

انتقاد به نحوه عملکرد شورای سیاست‌گذاری و انحصاری و محدود شدن آن به چند نفر، باعث شد تا علیرغم پیروزی‌های پیاپی این شورا، انتقادات بسیار زیادی از سوی برخی از اصلاح‌طلبان به آن وارد شود تا جایی که برخی هم خواستار انحلال آن شدند. قائم‌مقام حزب اعتماد ملی از جمله اصلاح‌طلبانی هست که به‌شدت با شورای سیاست‌گذاری مخالف هست.

حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا، قائم‌مقام حزب اعتماد ملی در گفت‌وگوی تفصیلی با رویداد۲۴ با اشاره به نحوه عملکرد شورای سیاست‌گذاری گفت: شورای سیاست‌گذاری به دلیل یک پیروزی در انتخابات، خود و دیگران را اقناع کرد که به کار خود ادامه دهد، اما من می‌گویم که این افراد که حدود ۵ نفر هم هستند، تصمیم‌گیری می‌کنند و آن را به پای آقای خاتمی می‌نویسند. برخی به‌جای اینکه به دنبال تقویت احزاب بروند، فقط چهره اصلاحات را تخریب می‌کنند و به‌نوعی یک دکان برای منافع شخصی خود به راه‌ انداخته‌اند.

سؤال خودم را این‌گونه شروع می‌کنم، در ابتدا آیا شما موافق این هستید که اصلاح‌طلبی هنوز زنده هست؟

اصلاحات اگر به معنای یک تشکیلات، یک حزب و ساختار فیزیکی باشد، می‌‌توان این بحث را مطرح کرد که اصلاحات زنده هست یا از بین رفته. اما اگر اصلاحات را به‌عنوان یک اندیشه، بینش و تفکر تلقی کنیم، بله اصلاحات زنده هست. فکر یک موضوعی نیست که تابع تحولات فیزیکی باشد. به طور مثال این‌گونه نیست که با روی کار آمدن یک دولت، این فکر و اندیشه وجود داشته باشد و با رفتن یک دولت، آن فکر و اندیشه هم از بین برود. این فکر و اندیشه همواره باقی می‌ماند، این تفکر گاهی در ذهنیت افراد و به‌عنوان یک ایده‌آل و آرمان هست، اما گاهی اوقات این موضوع در جامعه عینیت پیدا می‌کند و ایده‌ها به واقعیت تبدیل می‌شوند.

من اعتقاد دارم که اصلاحات، یک ساختار و تشکیلات نیست، بلکه یک فکر و اندیشه هست. فکر و اندیشه هم از بین رفتنی نیست، مگر اینکه یک فکر و اندیشه جدید‌تری باشد و صاحبان آن فکر به این نتیجه برسند که آن اندیشه منسوخ شود و اندیشه جدیدتری روی کار بیایید. من فکر می‌کنم اصلاحات به معنای واقعی کلمه، موضوعی هست که همواره از زمان جلوتر هست و هیچ‌گاه از دوره‌های تاریخ عقب نمی‌ماند. چراکه اصلاحات به معنای آرزوی رفع نابسامانی‌ها، رفع کم‌وکاستی‎ها، ناهنجاری‌ها و … هست و این ایده و آرمان همواره در ذهن مردم وجود داشته و دارد.

به این دلیل صحبت از زنده بودن اصلاحات یا تضعیف و تقویت آن می‌شود که به‌هرحال جریان اصلاحات منادی اصلاح‌طلبی بوده و این جریان و تشکیلات در سال‌های گذشته این اصلاحات را در کشور پیش برده هست. صحبت از این می‌شود که اصلاحات و اصلاح‌طلبان حداقل بعد از اعتراضات دی‌ماه سال جاری که در سراسر کشور رخ داد و شاهد آن بودیم، جایگاه خودشان را از دست داده‌‌اند و به‌نوعی تضعیف شده‌اند و این هم به عملکردشان در سال‌های اخیر بر می‌گردد. شما چقدر این را قبول دارید؟ اگر این را بپذیریم که پیشرو اصلاحات،جریان اصلاح‌طلبی هست، آیا به واسطه تضعیف اصلاح‌طلبان اصلاحات هم تضعیف می‌شود؟ و آیا اساساً می‌پذیرید که اصلاحات تضعیف شده؟

اعتراضات اجتماعی اگر به حق باشد، خودش یک نوع اصلاحات و جلوه‌ای از اصلاحات هست. تعریفی که من از اصلاحات دارم این هست که اصلاحات همیشه نقاد و معترض هست و همیشه تلاش می‌کند که شرایط موجود را با شرایط مطلوب تطبیق دهد. لذا همیشه بر اربابان قدرت نظارت می‌کند، همیشه نقد می‌کند، گاهی فریاد می‌زند و گاهی هم اعتراض می‌کند. اصلاً این اعتراض‌ها فریاد اصلا‌ح‌طلبی هست. کسانی که این شعار را می‌دادند، توجه ندارند که خودشان هم اصلاح‌‌طلب هستند. اگر در صدد اصلاح‌ کشور بودند و فکر می‌کردند که یک طرح جدیدی دارند که می‌خواهند برای اداره کشور ارائه کنند، خوب هست. اما اگر کسی در میان آن‌ها به دنبال این بوده که خدای‌ناکرده کشور را تخریب و به عقب برگرداند، این نه تنها اصلاح نیست، بلکه افساد هست. ما معتقدیم که اصل اعتراض، جدای از همه حواشی‌ها، حق مردم هست و باید وجود داشته باشد. چون حق مردم هست و مردم باید آن را ادامه دهند، پس می‌تواند جلوه‌ای از اصلاحات باشد.

این حرکت به حرکت اصلاح‌طلبی منهای اصلاح‌طلبان تبدیل شده هست.

پس ما باید میان جریان اصلاحات و منادیان اصلاح‌طلبی، تفکیک قائل شویم. تعریف اصلاح‌طلبی همانی هست که ابتدا توضیح دادم و حتی جریان اصولگرایی هم نمی‌تواند جریان و تفکر اصلاح‌طلبی را مردود اعلام کند، زیرا به معنای خودزنی و عقب‌گرد هست و حاضر نیستند که عواقب و تبعات آن را بپذیرند. اما اگر من یا شما و یا دیگری، بیاییم و ادعای اصلاح‌طلبی کنیم، باید ما را با مقیاس اصلاحات مقایسه کنند تا مشخص شود که ما واقعاً اصلاح‌طلب هستیم یا مدعی اصلاح‌طلبی هستیم. چه بسا افرادی باشند که متظاهر و منادی اصلاح‌طلبی باشند ولی اصلاح‌طلب نباشند. ما قطعاً باید جریان و حرکت اصلاح‌طلب‌ها را آسیب‌شناسی کنیم و ببینیم که آیا حرکت‌ آن‌ها با آرمان‌های اعلام شده منطبق هست یا خیر؟ کمااینکه در مورد انقلاب هم‌ چنین موضوعی رخ داد. من اعتقادم بر این هست که اصلاح‌طلبان باید حرکت، رفتار و گفتارشان را همواره پالایش کنند.

پس جریان اصلاح‌طلبی جریانی هست که چه ما طرفداری بکنیم و چه نکنیم، یک جریان حق، مردمی، سالم و شفاف هست و بشریت با تمام وجودش طالب اصلاحات هست. یک انسان عاقل و سالم، نمی‌تواند اصلاح‌طلب و به دنبال اصلاحات نباشد. زیرا نقطه مقابل اصلاحات یا افساد هست یا عقب‌گرد.

اصلاحات همواره به جلو حرکت می‌کند و این اصلاح‌طلبان هستند که باید با این سیلی که در طبیعت و جامعه وجود دارد، همراه شوند. اگر همراه شوند، اصلاح‌طلب واقعی و اگر هم همراه نبودند، اصلاح‌طلب بدلی می‌شوند.

آقای منتجب‌نیا از سال ۹۲ تاکنون، ما شاهد این بودیم که مدیریت جریان اصلاح‌طلبی در اختیار یک طیف و گروه قرار گرفته هست و خروجی عملکرد این جریان را در قالب شورای سیاست‌گذاری هم دیدیم. آیا شما حرکت و مدیریت این جریان را در راستای رسیدن به آن کمال، مطلوب می‌دانید یا خیر؟

اتفاقاً من این نوع حرکت‌ها را مغایر با جریان اصلاحات می‌دانم. اساساً اصلاح‌طلبی نه متمرکز و منحصر در فرد و گروه خاصی هست و نه رهبریت خاصی دارد. خاصیت و طبیعت اصلاحات این هست که همه انسان‌های عاقل و عالم و کمال‌طلب به دنبال اصلاحات هستند و به‌نوعی همه رهبر آن هستند. تمام مهره‌های جریان اصلاح‌طلبشان و جایگاه رهبری دارند، همه باید خودشان را اصلاح کنند تا بتوانند جامعه را هم به سوی اصلاح سوق دهند. این‌گونه نیست که دستوری باشد و از بالا یک نفر دستور دهد و بگوید شما این‌گونه حرکت کنید یا این‌گونه حرکت نکنید. زیرا جریان اصلاح‌طلب، یک جریان فطری و عقلانی هست.

طبیعت اصلاحات نمی‌پذیرد که یک گروه بنشیند و برای همه تصمیم‌گیری کند. تصمیم‌گیری برای اصلاحات اگر توسط یک جمعی باشد، به نشانه نقض غرض و به معنای حرکت به عقب هست که متأسفانه این اتفاق رخ داده هست. بنا به‌ضرورتی که برخی از بزرگان اصلاحات تشخیص دادند، فکر کردند که مجموعه را جمع کنند و برای تمامی اصلاح‌طلبان تصمیم‌گیری کنند، همه اصلاح‌طلب‌ها ناچار باشند که کورکورانه بپذیرند و هرکس هم که مخالفت کند او را به این متهم کنند که از جریان اصلاحات خارج شده‌ هست. یک گروهی یک فضای پلیسی محدود و مسدود در جریان فکری اصلاحات ایجاد کرده‌اند و به پشت سر بزرگان اصلاح‌طلب رفتند.

شخص بنده و برخی از دوستان اصلاح‌طلب، سال‌هاست که انتقاد می‌کنیم و فریاد می‌زنیم و می‌گویم که این حرکت روبه‌جلو و رو به دموکراسی نیست بلکه یک حرکت استبدادی و دیکتاتوری هست. اگر یک جمعی بنشیند و برای کل کشور تصمیم‌گیری کنند و همه ناچار باشند که بپذیرند، این یک نوع دیکتاتوری و استبداد و تحقیر مردم و نخبگان هست که متأسفانه این اتفاق در سال‌های اخیر رخ داده هست. زمانی هم که با آن‌ها صحبت می‌کنیم، می‌گویند چون ما با رقیبی که رحم و مروت ندارد و در صدد حذف ما هست مواجهیم، برای تثبیت خودمان ناچاریم به این کار تن بدهیم. خب باشد پس بیایید اعلام کنید که ما در این ایام از اصلاحات فاصله گرفته‌ایم و حرکت ما حرکت اصلاح‌طلبانه نبوده هست، تا تاریخ وقایع و حرکت ما را به درستی ثبت و ضبط کند.

اکنون تاریخ به صورت منفی در حال ثبت وقایع هست و اندیشمندان و بزرگان اصلاح‌طلب را به‌عنوان کسانی که مدعی اصلاحات هستند ولی روش دیکتاتور منشانه را ترویج می‌دهند، به جامعه معرفی می‌کند. برخی شعار جامعه مدنی می‌‌دهند اما در حال حرکت به سمت آنارشیسم سیاسی و هرج‌ومرج هستند. ما به آن‌ها گفتیم پس شما بیایید و اعلام کنید که ما بنا به‌ضرورت مدتی ناچار بودیم که از جریان اصلاحات فاصله بگیریم تا مردم بدانند این جریان اصلاحات نبوده هست. در این شرایط ممکن هست مردم از شما بپذیرند یا نه! ما نباید اصلاحات را تخریب کنیم.

اکنون جریان اصلاحات وجه‌المصالحه برخی از مصلحت‌طلبی‌ها قرار گرفته هست. یعنی ما به آن مصلحت‌اندیشی‌ها، خدشه وارد می‌کنیم برای اینکه در قدرت باقی بمانیم. ماندن در حکومت به معنای اصلاح‌طلبی نیست، ممکن هست جریان اصلاحات به‌جایی برسد که بخواهد حکومت را اصلاح کند، یعنی اساساً اصل و اساس اصلاحات همین هست که نظارت، انتقاد و اصلاح کند. زمانی که خودش رفت و در حکومت قرار گرفت، دیگر بعید هست که بخواهد اصلاحات را آن‌طور که باید صورت دهد.

یعنی شما موافق و قائل به چانه‌زنی در درون حکومت نیستید؟

به نظرم همه این مسائل، تاکتیک‌های بازیگران سیاسی هست و نمی‌شود به نام اصلاح‌طلبان دانست. ماندن در حکومت یک مسئله و حرکت اصلاحات مسئله دیگری هست. ما باید هم صریح صحبت کنیم و هم سریع حرکت کنیم. اگر به این نتیجه رسیدیم که جریان اصلاحات نمی‌تواند نظر ما را تأمین کند، رسماً بگوییم که ما اصلاح‌طلب نیستیم تا مردم هم تکلیف خودشان را بدانند. ما از یک سو پرچم اصلاح‌طلبی را در دست گرفته‌ایم و از سمت دیگر ۱۸۰ درجه با جریان اصلاحات مقابله می‌کنیم. این یک پارادوکس و تناقض میان حرف و رفتارمان هست.

من باید رسماً اعلام کنم که حرکت گذشته‌ ما اصلاً حرکت قابل دفاعی نبوده هست. ما به‌شدت انتقاد داشتیم و دوستان به‌شدت اصرار داشتند که ما باید به این حرکت منفی تن دهیم، که خروجی بدی هم داشت. یعنی خروجی تن دادن به این‌ قبیل حرکت‌ها، این مجلس و شورای هست که اکنون ملاحظه می‌کنید. ما نباید دلخوش باشیم که لیست امید در مجلس و شوراها رأی آورده هست. ما باید ببینیم که مجلس ما در چه سطحی از قدرت و توان قرار دارد. آیا می‌توانیم بگوییم که این مجلس، مجلس اصلاح‌طلبی هست؟ آیا می‌توانیم بگوییم که ۵۰ درصد از اصلاح‌طلبان در مجلس حضور دارند؟ قطعاً جواب خیر هست. خب این خروجی همان حرکت منفی هست. بالاخره هر درختی را باید با میوه آن مورد سنجش قرار دهیم. معتقدم میوه‌های این حرکت، میوه‌های تلخی بوده هست و باید به آن خاتمه دهیم و به جریان طبیعی خود بازگردیم.

ما باید به احزاب و نیروها بها بدهیم. باید تلاش کنیم و ببینیم دموکراسی به چه معنایی هست و آن را محقق کنیم. متأسفانه در سال‌های اخیر اصلاح‌طلبان از این مسیر دور شده‌اند. اصولگرایان که اعتقادی به این موضوع ندارند و بحثشان هم جداست. ما که به این موضوع اعتقاد داریم و منادی اصلاحات و استقلال و آزادی بوده‌ایم، در این سال‌ها فاصله گرفته‌ایم.

شما از سوی شورای سیاست‌گذاری اصلاحات، به سهم‌خواهی متهم شدید و گفته می‌شد که نماینده آقای منتجب‌نیا در جریان شورای عالی سیاست‌گذاری حضور دارد و در تصمیم‌‌گیری‌های ما نقش دارد، چه در انتخابات مجلس و چه در شورا، کما اینکه حتی در شورای شهر یک نماینده هم از جانب شما حضور دارد. شما چگونه خودتان را از حزب‌تان که نماینده هم در آن داشتید، منفک می‌کنید و آیا حضور نماینده حزب اعتماد ملی در شورای عالی سیاست‌گذاری، فارغ از اراده شما و حزب بود؟

بارها این موضوع گفته شده هست. یک حرکت طبیعی در جریان اصلاحات بعد از انقلاب در کشور ما وجود داشت، چه قبل از دوم خرداد ۷۶، که به جریان خط انقلاب معروف بود و چه بعد از آن‌ که به جریان اصلاح‌طلبی معروف شد. آن جریان این بود که احزاب خودشان مستقلاً کار می‌کردند و تصمیماتشان به تصویب می‌رسید و برای هماهنگی بین احزاب همسو، یک جلسات هماهنگی داشتند که اسم آن را شورای هماهنگی خط امام گذاشته بودند. همیشه این جلسات به‌خوبی ادامه داشت و پیش ‌می‌‌رفت و احزاب از مواضع خود دفاع می‌کردند و در نهایت رأی‌گیری صورت می‌گرفت و به جمع‌بندی می‌رسیدند. در آستانه انتخابات مجلس در سال ۹۴، یک حرکتی ایجاد شد که مشکلی را برای اصلاح‌طلبان به وجود آورد و آن‌هم این بود که مجموعه‌ای برخاسته از شورای مشورتی جناب آقای خاتمی، آمدند و اعلام کردند که ما مدعی و مجری انتخابات هستیم. این‌ها تحت عنوان کمیته راهبردی و متشکل از ۱۰ الی ۱۲ نفر، به سراسر کشور رفتند و در تمام استان‌‌ها نیروها را جمع کردند و گفتند شما متولی برگزاری انتخابات از ناحیه اصلاح‌طلبان هستید. درحالی‌که در هر استان و هر شهری احزابی که بیش از ۳۰ دهه فعال بودند نیز حضور داشتند.

به یک‌باره ما دیدیم که در سراسر کشور یک اختلاف شدیدی میان این دو جریان، (جریانی ریشه‌دار که از ابتدای انقلاب حضور داشته و جریانی نوظهور) شکل گرفت، که این اختلافات در برخی از جاها حتی به درگیری فیزیکی هم منجر شد. خب عقلای قوم به دنبال این بودند که این اختلاف را رفع کنند، جلسات متعددی با جناب آقای خاتمی و سایر دوستان داشتیم که جلوی این حرکت را بگیرند. آقایان در جلسات این حرکت جدید را به‌شدت محکوم کردند و اعلام کردند که کارها باید بر عهده احزاب باشد و این گروه‌های نوظهور نباید در کارها دخالت کنند. شخص آقای خاتمی گفتند که به هیچ‌وجه اجازه نمی‌دهیم این افراد در کارهای احزاب دخالت کنند و کار باید فقط و فقط بر عهده احزاب باشد. ما نیز خوشحال شدیم و فکر کردیم که مشکل رفع شده هست، اما در عمل دیدیم که نه، آن آقایان کارها را پیش می‌برند و بعد هم اعلام کردند که ما در تمام کشور کارها را انجام داده‌ایم، ما پشت‌مان به آقای خاتمی هست و انتخابات را برگزار می‌کنیم و احزاب را به رسمیت نمی‌شناسیم.

پس از جلسات متعدد، نه تنها نتوانستیم این آقایان را قانع کنیم، بلکه با کمال جرات و جسارت اعلام کردند که ما همه کارها را انجام داده‌ایم و این شمایید که باید دنباله‌رو ما باشید. ما بازهم جلساتی را برگزار کردیم، من حتی آن زمان گفتم که یک دیوانه‌ای سنگی را در چاه انداخته و اکنون ۴۰ عاقل هم نمی‌توانند آن را دربیاورند. بالاخره پیشنهادات مختلفی برای حل مشکل داده شد. در این میان، آقای حسین کمالی، دبیر حزب اسلامی کار پیشنهادی را مطرح کردند و گفتند بیایید کمیته راهبری و کمیته انتخابات را به قولی یک کاسه کنیم. اما به شرط آنکه کارهای اجرایی بیشتر بر عهده احزاب باشد. ما نیز بنا بر ضرورت و برای رفع اختلافات این پیشنهاد را پذیرفتیم. به‌هرحال شورای سیاست‌گذاری با این فلسفه به وجود آمد. بعد از آن انتخابات مجلس را برگزار کردیم و دیدیم که همه گزینه‌‌هایی که آن شورای سیاست‌گذاری معرفی کرده بود را شورای نگهبان رد صلاحیت کرد و تعدادی افراد درجه دو و سه برای ما باقی گذاشتند.

من معتقدم که اگر روند کار طبق گذشته صورت می‌گرفت، شورای نگهبان اصلاً چنین کاری را انجام نمی‌‌داد. چون ما بارها و بارها دیده بودیم که شورای نگهبان دست به رد صلاحیت زده بود اما نه به این گستردگی که بخواهد همه را قلع‌وقمع کنند. آن‌ها فکر کردند که یک مجموعه‌ای نشسته‌اند و در حال تصمیم‌گیری هستند و همه را منتصب به آقای خاتمی ‌می‌دانند. پشت سر آقای خاتمی هم افرادی افراطی قرار گرفته‌اند که به نام آقای خاتمی و به کام خودشان تصمیم‌گیری می‌کنند، به همین دلیل شورای نگهبان نیز دست به رد صلاحیت این‌چنینی زد.

من نمی‌خواهم این رد صلاحیت‌ها را توجیه کنم، زیرا کار بسیار بد و نامناسبی بود و نباید به این شکل با نخبگان کشور برخورد می‌شد، اما بهانه را همین گروه نوظهور به دست شورای نگهبان و غیره دادند. نتیجه این شد که بعد از رد صلاحیت‌ها ما به دنبال گزینه‌های دیگری باشیم تا بتوانیم جایگزین کنیم. من مرتباً به استان‌ها و شهرستان‌ها می‌رفتم و می‌دیدم که در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه، کاندیدا نداریم. در این شرایط یا باید تعداد اندکی کاندیدا معرفی می‌کردیم که بسیاری با آن مخالفت کردند، یا باید از اهداف اصلاح‌طلبی تنزل پیدا می‌کردیم. بالاخره علیرغم مخالفت شدید ما، دوستان به این رأی دادند که بیاییم معیار و ملاک را دولت آقای روحانی قرار دهیم. بگوییم هر کاندیدایی که مخالف آقای روحانی نیست را در لیست قرار دهیم. لیست امید نه در شوراها و نه در مجلس، اصلاً لیست اصلاح‌طلبی نبوده هست. به‌خصوص در مجلس. طبیعی هست که این اتفاقات چنین میوه‌ای را هم به ثمر برساند.

من همان زمان هم مخالفت می‌کردم و می‌گفتم که ما باید مرکز اختلاف را متلاشی و آن کمیته راهبردی را از بین ببریم. من بارها به آقای خاتمی گفتم این کمیته‌ای که ایجاد کرده‌اید در میان اصلاح‌طلبان اختلاف ایجاد کرده هست. ایشان هم گفتند که من اصلاً اجازه نمی‌دهم که این‌ها بخواهند کاری انجام دهند و مشکلی ایجاد کنند. متأسفانه بر ما تحمیل کردند که در شورای سیاست‌گذاری شرکت کنیم، حضور ما در شورای سیاست‌گذاری کمترین تأثیر را به دنبال داشت. اصلاً تصمیم‌‌گیری توسط شورا صورت نمی‌گرفت. بلکه تصمیم‌گیری در دست حداکثر۵ نفر بود که در پشت پرده حضور داشتند که مدام خود را به آقای خاتمی منتصب می‌کنند و می‌گویند تصمیمات ما، تصمیمات آقای خاتمی هست. هر کسی هم که مخالفت می‌کرد، می‌گفتند تو با آقای خاتمی مخالف هستی. تصمیمات این افراد همواره تصمیمات غیرمنطقی و عجولانه هست، ای کاش حداقل تصمیماتشان عاقلانه بود. این‌ افراد به خودشان اجازه می‌دهند که برای کل جریان اصلاح‌طلبی تصمیم‌گیری کنند. جالب هست در همان زمانی که انتخابات بود، یکی از همین آقایان یک نامه‌ای نوشت و نامه را در همان جمع کمیته راهبردی آورده بود و می‌گفت که به احزاب بدهیم و هر حزبی که این نامه را امضا کرد، اصلاح‌طلب و هر حزبی که آن را امضا نکرد، از اصلاح‌طلبی خارج شده هست. در نامه هم یکسری حرف‌های نامعقولی آورده شده بود، مثلاً همه باید تصمیمات این جمع را بپذیرند و … که همانند دیکتاتوری و استبداد بود.

به‌هرحال شورای سیاست‌گذاری با این فلسفه تشکیل شد، بعد از انتخابات ۹۴، ما گفتیم خوب این‌ مباحث هم تمام شد و ما دیگر می‌توانیم به سراغ احزاب و تقویت آن‌ها برویم. به آقای خاتمی نامه نوشتیم، با شخص ایشان و سایر دوستان جلساتی را برگزار کردیم، اما باز دیدیم که خیر، همان ۵ نفر دست به کار شدند و گفتند نه، تجربه ۹۴ تجربه بسیار خوبی بود و برای سال ۹۶ هم از همان تجربه استفاده کنیم. ظرف دو سال دائماً این بحث مطرح بود. ما مدام انتقاد می‌کردیم و می‌گفتیم اجازه دهید کار به روال عادی خود برگردد، اما آقایان همچنان از خودشان سماجت به خرج می‌دادند. بالاخره در آستانه انتخابات و در غیاب ما به خدمت آقای خاتمی رفتند و گفتند که ما تصمیم گرفته‌ایم همان شورا را ادامه دهیم، ایشان هم گفتند مبارک هست و تا سال ۹۶ ادامه دهید. باز آمدند گفتند که رهبر اصلاحات، جریان شورای سیاست‌گذاری را تأیید کرده و کار همچنان ادامه دارد. ما هم نمی‌توانستیم دیگر مخالفت کنیم، اگر مخالفت می‌کردیم می‌گفتند شما با آقای خاتمی و .. مخالف هستید. مخالفت با آقای خاتمی که مخالفت با خدا نیست، اما به‌هرحال می‌خواستند ما را متهم کنند. ما رفاقت خاصی با آقای خاتمی داریم اما یک عده افراد سبک‌مغز، همواره به دنبال این هستند که یک شخصیتی را بت کنند.

بعد از انتخابات ۹۶، باز هم جلسه تشکیل دادند و اعلام کردند که می‌خواهند برای انتخابات ۹۸ هم همین رویه را ادامه دهند، من مطمئنم آن زمان هم باز می‌گویند سال ۱۴۰۰ و الی آخر. یعنی یک دکانی برای چند نفر باز شده که نه می‌خواهند حزب تشکیل دهند، نه می‌خواهند هزینه بدهند و نه قدرت و وجهه اجتماعی دارند. این‌ افراد دور آقای خاتمی حلقه زده‌اند و از حیثیت و محبوبیت ایشان سوءاستفاده می‌کنند.

خب چرا شما و نمایندگان شما در آن جلسات حضور داشتند؟

دلیلش این هست که ما برخلاف آن‌هایی که به دنبال ایجاد شکاف و اختلاف بودند، به دنبال ایجاد وحدت بودیم. ما می‌خواستیم شکاف ایجاد نشود و درعین‌حال اصلاحات هم ضربه نخورد. ما می‌گفتیم اصلاحات فعلاً باید در قالب احزاب فعالیت کند و شخصیت‌ها هم سایه‌شان بالای سر این احزاب باشد. جالب این هست اولین کسی که در سال ۹۲، مسئله وحدت اصلاح‌طلب‌ها را مطرح کرد، بنده بودم. نامه‌نگاری‌های متعددی با سران و بزرگان اصلاح‌طلب از آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی تا آقایانی که در حصر حضور دارند، انجام دادم و گفتم که شما باید بزرگواری کنید و اصلاح‌طلب‌ها را متحد کنید. اما متأسفانه این خواسته عملی نشد و اصلاحات جای خود را به این ۴الی ۵ نفر داد.

برای کاهش و رفع اختلافات، پیشنهاداتی مطرح شده هست، مانند پارلمان اصلاحات. آیا شما اساساً موافق این طرح هستید یا خیر؟

بعد از انتخابات ۹۶، انتقاداتم را تندتر و شدیدتر کردم و گفتم که این بدعت‌ها و این روش‌ها را تمام کنید و تقریباً همه صاحب‌نظران سخنان مرا پذیرفتند و اکثراً هم ایرادات من را وارد دانستند و اعتقاد داشته و دارند که باید این جریانی که در حال منحرف شدن هست را بازسازی کنیم. یکی از آقایان در همان اوایل و از جانب من اعلام کردند که منتجب نیا نظرش به تشکیل پارلمان اصلاحات هست، من بعد از آن تکذیب کردم و گفتم که از جانب من حرفی را مطرح نکنید. اما جدیداً این بحث بار دیگر در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات مطرح شده هست. من حرفم این هست چرا از مسیر اصلی و تحزب خارج شویم. من اعتقادم بر این هست که نباید از تحزب دور شویم. به قول مرحوم آیت‌الله هاشمی که می‎گفتند، «راه به سمت توسعه سیاسی، منحصر به تحزب هست و بدون وجود احزاب قدرتمند، ما نمی‌توانیم راه توسعه را در پیش بگیریم.» ما با تغییر اسم نمی‌توانیم محتوا را هم تغییر دهیم. محتوا تحزب هست و تحزب هم به معنای جمع‌گرایی هست نه فردگرایی.

فکر نمی‌کنید در پارلمان اصلاحات، جمع‌گرایی بتواند شکل بگیرد؟

مگر شورای هماهنگی چه اشکالی دارد؟ تجربه ۳۰ ساله چه اشکالی دارد؟ خب ایرادات و اشکالات آن را مطرح کنند تا آن‌ها را رفع کنیم. مثلاً یکی از ایراداتی که به شورای هماهنگی وارد شده، این هست که احزاب قدرتمند و احزاب کوچک و فولکس واگنی با هم در آن حضور دارند. خوب می‌شود این موضوع را حل کرد، مثلاً بگویم حزبی می‌تواند در آن حضور داشته باشد که حداقل ۵۰ درصد در شهرها عضو و دفتر داشته باشد و … . احزاب کوچک یا منحل شوند یا اینکه بروند و خودشان را تقویت کنند و توسعه دهند. ما که نباید به خاطر چند حزب کوچک و ضعیف، صورت مسئله را پاک کنیم. بنده بهترین راه را تقویت و توسعه تحزب می‌دانم. ما می‌رویم اما احزاب و نهادهای مدنی و مردمی باقی بمانند.

اخیرا صحبت از گسترش ارتباط جریان اصلاح‌طلبی با رهبر انقلاب شده هست و مطرح شده که نمایندگانی انتخاب شوند برای دیدار با رهبری. گویا آقایان محمد صدر و موسوی خوئینی‌ها برای این موضوع انتخاب شده‌اند، شما در جریان انتخاب چنین نمایندگانی هستید و آیا چنین نمایندگانی را می‌پذیرید یا خیر؟

این همان قیم مابانه و یا همان پدرسالارانه تصمیم گرفتن هست. یک زمان تصمیم‌ می‌گیرند که از رهبری فاصله بگیرند و یک زمان تصمیم می‌گیرند که با رهبری ارتباط بگیرند. همین جریانات تندرو اصلاح‌طلب این بلاها را بر سر جریان اصلاح‌طلب وارد کرده و اکنون هم دور هم می‌نشینند و تصمیم می‌گیرند که ما می‌خواهیم برویم خدمت رهبری و افراد را هم تعیین می‌کنند. باید به این افراد بگویم اصلاً شما را چه کسی تعیین کرده و از طرف چه کسانی چنین تصمیماتی را اتخاذ می‌کنید؟ شما حداکثر یک مهره کوچکی از ده‌ها و میلیون‌ها اصلاح‌طلب هستید و بیش از این حق ندارید که حرف بزنید، شما باید جایگاهتان را بدانید. این حرف‌ها را به خودم هم می‌گویم. بنده نظر خودم را می‌گویم و حق ندارم که از جانب تمامی اصلاح‌‌طلبان صحبت کنم.

ملاقات با رهبری بسیار لازم هست. ارتباط با حکومت و رهبری حتماً و حتماً باید وجود داشته باشد. بالاخره ما در کشوری زندگی می‌کنیم که قانون اساسی دارد و قانون هم تمامی جایگاه‌ها را مشخص کرده هست. زمانی که ما در انتخابات شرکت می‌کنیم یعنی کشور و نظام را قبول داریم. ما باید با رهبری ارتباط داشته باشیم و درعین‌حال انتقاداتمان را هم مطرح کنیم و با جرات صحبت کنیم. ما هیچ‌گاه خواهان فاصله انداختن میان جریانات و رهبری نبوده‌ و نیستیم. اما تعیین افراد اگر قرار هست از سمت اصلاح‌طلبان باشد، باید یک همایش چند میلیونی از اصلاح‌طلبان تشکیل دهند و بگویند که می‌خواهیم نمایندگانی را برای دیدار با رهبری انتخاب کنیم. اگر مردم رأی دادند، می‌گویم این افراد نماینده چند میلیون اصلاح‌طلب هستند، اما اگر من بیایم بگویم فلانی از جانب اصلاح‌طلبان برای ارتباط با رهبری انتخاب شده، من غلط کردم که چنین حرفی را مطرح کردم. آقایان اگر می‌خواهند ملاقات کنند، راه باز هست، به دفتر رهبری بروند و تقاضای ملاقات کنند، اگر به آن‌ها اجازه ملاقات داده شد، بروند و اگر هم اجازه داده نشد هم که هیچ.

من دیگر نمی‌خواهم به این بحث ورود پیدا کنم که برخی از همین آقایان در گذشته نامشان مطرح شده اما از سوی دفتر رهبری اجازه ملاقات را دریافت نکرده‌اند.

شما خودتان در چه غالبی با رهبری دیدار داشتید؟

بالاخره دوستان به این نتیجه رسیدند که باید با رهبری ملاقات و دیدار داشته باشیم. چند ماه قبلش افرادی مانند آقای جهانگیری با رهبری دیدار داشتند و افرادی از همین شخصیت‌هایی که اخیراً دوباره مطرح شده‌اند را نام برده‌ بودند اما برای دیدارشان موافقت نشده بود. دوستان مطرح کردند که یک نفر که کافی نیست از طیف اصلاح‌طلبان به دیدار رهبری بروند و بعد ما را اسم برده بودند و از آن سمت نیز موافقت شده بود که خدمت رهبری برسیم. در واقع هم ما درخواست ملاقات داشتیم و هم اینکه ملاقات‌ها باید از جانب رهبری و دفتر ایشان تأیید شود. ما تقاضا کردیم که جلسات بعدی تشکیل شود تا برویم و صحبت کنیم، حتی نامه هم دادیم و نظراتمان را به صورت مکتوب ارائه کرده‌ایم.

جزئیاتی از جلسه شما و آقای رهامی با رهبری منتشر نشد.

محور جلسه تماماً در خصوص اصلاحات و مسائل آن‌ها بود. ایشان هم در کمال بزرگواری پذیرفتند و قائل به این بودند که فاصله باید کم شود. ایشان گفتند که در خانه من همیشه باز هست همه بیایند و بروند، برای من اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی یا غیره فرقی ندارد و همه یکسان هستند و ملاک و معیار این هست که نظام و انقلاب را قبول داشته باشند. جلسه و برخورد ایشان بسیار مثبت بود.

ارزیابی شما در خصوص آخرین وضعیت حصر چیست؟

پالس‌هایی که من تا چند ماه قبل دریافت می‌کردم، من را امیدوار می‌کرد که در یک زمان نه چندان دور، مسئله حصر رفع شود و اظهار امیدواری می‌کردم که این موضوع هرچه سریع‌تر حل شود، اما اکنون شرایط را نمی‌دانم.

آقای روحانی در چند وقت اخیر، بحث رفراندوم را مطرح کردند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟ آیا ضرورتی در این موضوع می‌بینید؟

در اینکه قانون اساسی چنین ظرفیتی را دارد، تردیدی نیست و یک فرایندی باید طی شود تا در خصوص مسائل مهم کشور از مردم نظرسنجی و نظر مردم هم اعمال شود. بحث این هست که در شرایط فعلی، آیا مشکلاتی که ما با آن‌ها مواجه هستیم خصوصاً در سال جاری، با رفراندوم حل می‌شود یا خیر؟ آیا مشکلاتی که ایجاد شده و مسئولان نظام را هم نگران کرده هست، رفراندوم می‌تواند چاره‌ساز آن باشد؟ آن چیزی که مورد نظر معترضین بوده، با آنچه که مورد نظر منتقدین نظام بوده، کاملاً متفاوت هست. این جریانی که در دی ماه رخ داد، علل و عواملی دارد. بی‌توجهی به مردم، عدم رسیدگی به مشکلات مردم و … انباشته شده و به صورت اعتراض خود را نشان داده هست که معلوم هم نیست که خاتمه پیدا کرده باشد. اما امیدواریم که تکرار نشود.

من نمی‌دانم مشخصاً منظور آقای روحانی در خصوص رفراندوم چه بود و آیا اینکه واقعاً رفراندوم را راه‌گشا می‌داند یا خیر. ایشان خیلی صریح در این مورد صحبت کردند و آماج حملات منتقدین و مخالفین دولت و بعضاً نخبگان اصلاح‌طلب هم قرار گرفتند و اعلام شد که شما چرا از ظرفیت و اختیارات خودتان استفاده نمی‌کنید و … . به‌هرحال نمی‌دانم فلسفه طرح این موضوع در ۲۲ بهمن چه بوده هست. ضمن اینکه اجرا و فرایند رفراندوم هم طبق قانون اساسی، فرایندی نیست که به‌راحتی عملی و به نفع جریان مردمی اصلاح‌طلب باشد. رفراندوم نیازمند تصویب مجلس، تأیید رهبری و … هست و مشخص نیست که میوه و نتیجه این فرایند شیرین و دل‌چسب باشد. بنابراین فکر نمی‌کنم که رفراندوم در این شرایط کارساز باشد. ضمن اینکه باید شهامت و جرات آقای روحانی را بستاییم و باید او را حمایت کنیم. طرح این قضیه یک فضای بازتری را ایجاد می‌کند، چرا برخی از سیاسیون ما زود خودزنی می‌کنند؟ آیا مشکل دیگری وجود ندارد جز اینکه به حرف آقای روحانی حمله کنید؟ خود همین اصولگرایان چندین بار در زمان اصلاحات بحث رفراندوم را مطرح کردند، می‌خواهید ما اعلام کنیم چه کسانی در آن زمان این بحث را مطرح کردند؟ چندین بار مطرح کردند اما ما می‌گفتیم اکنون فصل رفراندوم نیست و مطرح نکنید. اما اکنون که آقای روحانی این بحث را مطرح کرده همه اصولگرایان به او حمله کرده‌اند. آقای روحانی باید حمایت شود، جرات و جسارتی که دارند ستودنی هست و باید از این فضای شجاعانه‌ای که ایجاد شده، به نفع جریان اصلاحات و تحکیم و تثبیت دموکراسی در کشور استفاده کنیم.

۱۱۱

  • تاریخ : ۱۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی


تاريخ انتشار:
۱۳:۱۰ – ۱۳۹۶ يکشنبه ۲۹ بهمن


کد خبر: ۱۱۸۴۱۲

تعداد نظرات : ۰


سرمربی تیم فوتبال شهرداری ماهشهر گفت:در ادامه لیگ دسته اول به سه یا چهار پیروزی احتیاج داریم که فاصله ما نسبت به تیم‌های ته جدولی بیشتر شوند.




به گفته روبوما نیوز،علیرضا مرزبان  درخصوص بازی مقابل مس کرمان اظهار داشت: در حال حاضر شرایط تیم ما نسبت به گذشته بسیار خوب هست چرا که از بحران خارج شدیم و بعد از هفت شکست پی‌درپیو بعد از تغییرات کادر فنی تیم شهرداری ماهشهر در حال حاضر به ثبات رسیده هست . فاصله ما نسبت به تیم‌های انتهای جدولی رفته رفته بیشتر شده هست.من این قول را به همه طرفداران خونگرم ماهشهری می‌دهم که این تیم سال آینده در لیگ دسته اول با قدرت حاضر خواهد شد.

او در ادامه گفت: ما در ادامه لیگ دسته اول به سه یا چهار پیروزی احتیاج داریم که فاصله ما نسبت به تیم‌های انتهای جدولی بیشتر شود. در بازی مقابل مس کرمان چند بازیکن خوبمان را به علت مصدومیت و محرومیت نداریم اما با قدرت به میدان خواهیم رفت، تیم مس کرمان را آنالیز کردیم و از نقاط ضعف و قدرت این تیم شناخت داریم و می‌دانیم باتوجهبه تغییراتی که در این تیم رخ داده هست کار سختی خواهیم داشت، هر دو تیم برای پیروزی به میدان می‌روند. مس تیم بسیار خوبی هست ،واقعا جای مس در لیگ برتر خالی هست چرا که هواداران خونگرمی دارد امیدوارم در سال‌هایآیندهاین تیم به لیگ برتر صعود کند. 

سرمربی تیم فوتبال شهرداری ماهشهر در ادامه درخصوص داوری گفت: تیم شهرداری ماهشهر از داوری بسیار ضرر کرده هست. امیدواریم مسئولان کمیته داوران زمانی که داوران جوانی را برای قضاوت بازی انتخاب می‌کنند آموزش‌های لازم را بدهند مخصوصا از لحاظ روحی شرایط مناسبی را ایجاد کنند تا داوران با قدرت قضاوت کنند و در آینده رفته رفته شرایطیمهیاشود تا همیشه احترام به داور جزو اولویت‌ها باشد. 

مرزبان در پایان درخصوص جادوگری در فوتبال و مخصوصا لیگ دسته اول اظهار داشت:  به شخصه اعتقادی به این موضوع ندارم و برایم مهم نیست. اگر تیمی با ۵۰ جادوگر مقابل من بازی کند، فقط به این موضوع می‌خندم، اگر جادوگری در فوتبال تاثیرگذار بود که در حال حاضر باید تیم های مثل هندوستان و پاکستان قهرمان جام جهانی شوند، پس این موضوعات کاملا مسخره هست و به جای اینکه به این موضوعات بپردازیم کمی فرهنگمان را بالا ببریم، مطالعه کنیم و ایمانمان را به خدا بیشتر کنیم. امیدوارم هرچه زودتر این بحث‌های مسخره در فوتبال کاملا برطرف شود.

 

 

منبع:خبرورزشی

  • تاریخ : ۱۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی

به گفته سرویس سیاسی جام نیـوز، عملکرد دولت‌های یازدهم و دوازدهم در تحقق وعده‌هایش ازجمله موضوعاتی هست که مورد بررسی و قضاوت کارشناسان عرصه‌های مختلف قرار می‌گیرد، وعده‌هایی که گاه انتقاد و نقد جریانات همسو و غیرهمسو با دولت را نیز به همراه داشته هست؛ برجام، وضعیت اشتغال، معیشت و… . از همین جمله هستند.

به‌منظور بررسی عملکرد دولت تدبیر و امید به سراغ محمدرضا باهنر، نماینده و عضو سابق هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی رفتیم و پیرامون این موضوعات با او به گفت‌وگو نشستیم. معتقد هست متأسفانه در دولت اختلاف سیاست‌گذاری بسیار زیاد هست، به‌گونه‌ای که در دولت ۱۰ سرتیپ اقتصادی، تئوریسین و مدیر داریم، اما یک سرلشکر نداریم، این سرلشکر هست که باید سرتیپ‌ها را به خط کند. مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

سال ۹۶ از سوی مقام معظم رهبری به نام سال «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال» نام‌گذاری شد. فکر می‌کنید عملکرد دولت در تحقق این شعار به‌خصوص در دو حوزه تولید و اشتغال تاکنون چگونه بوده؟

شاخص‌های کلی اقتصادی ما ظرف چند سال گذشته، شاخص‌های خوبی نبوده. یک مقطعی تورم در اوج بود و تولید به رشد منفی رسید. دولت یازدهم و بعدازآن دولت دوازدهم تلاش کردند و رشد اقتصادی را از ۵/۴ درصد منفی به عدد مثبت رساندند و بعضا در مواقعی رشد تولید را تا ۷ یا ۸ درصد هم ذکر کرده‌اند؛ اما این رشد، یک رشد پایدار نیست.

با چه دلیلی این حرف را می‌زنید؟

به‌عنوان نمونه در زمان تحریم، فروش نفت خام به خارج بعضاً تا ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار بشکه در روز کاهش پیدا کرد. زمانی که تحریم‌ها اندکی کمتر شد ما روزانه تا ۵/۲ میلیون بشکه نفت و میعانات گازی و … صادر می‌کردیم. درواقع ظرف یک تا ۵/۱سال فروش روزانه ۷۰۰ هزار بشکه به ۵/۲ میلیون بشکه افزایش یافت، اما این‌یک رشد پایدار نیست. زیرا ما سال آتی نمی‌توانیم ۵/۲ میلیون بشکه دیگر اضافه کنیم، بلکه می‌توانیم از فروش ۵/۲ بشکه مثلاً به رقمی حدود سه میلیون بشکه برسیم. لذا این یک رشد پایدار نیست. علیرغم اینکه تلاش‌های زیادی از سوی دولت در رونق اقتصادی صورت گرفته اما هنوز ذائقه مردم را متأثر نکرده، زیرا عموم مردم جامعه، رشد را در بالا رفتن آمار اشتغال می‌بینند.

چطور ذائقه مردم را متأثر نکرده هست؟

زمانی که ما هنوز بیکاران زیادی در کشور داریم یا بنگاه‌های اقتصادی که با ظرفیت پایین نمی‌توانند کار کنند، آن رونقی که باید اتفاق بیفتد اتفاق نیفتاده. البته این روند نسبت به سال گذشته بهتر بوده، اما اینکه بگوییم یک تحول مهم در سال ۹۶ اتفاق افتاده باشد، خیر، این تحول اتفاق نیفتاد. معمولاً سرمایه‌گذاری‌ها هم با دو سال تأخیر در رشد اقتصادی تأثیر می‌گذارد، یعنی اگر سرمایه‌گذاری جدید هم انجام شده باشد تا بنگاه‌ها تأسیس شوند و چرخ‌ها به گردش در بیاید، زمان‌بر هست.

دولت برای ایجاد اشتغال بیشترین بودجه را به وزارت کار اختصاص داده، به نظر شما به‌عنوان شخصی که چندین دوره در مجلس حضور داشته، برای ایجاد اشتغال تنها باید به بودجه بسنده کرد یا این امر به مدیریت و دیگر مسائل هم بستگی دارد؟

البته حتماً همین‌طور هست. شاید در GDP و تولید ناخالص داخلی، بودجه عمومی دولت بودجه بالایی نیست، مثلاً ۲۵ درصد یا ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی بودجه دولت هست. متأسفانه در بودجه عمومی دولت هم یک عدد بسیار بزرگی صرف حقوق و هزینه‌های جاری می‌شود. حالا شما می‌فرمایید بیشترین بودجه را به وزارت کار تخصیص داده‌اند، نمی‌دانم یعنی چه؟ چون دولت پولی برای سرمایه‌گذاری ندارد، وزارت کار باید تلاش کند تا تولیدات بنگاه‌های بزرگی چون شستا، صندوق بازنشستگی و … به‌روز شود، متأسفانه باید بگویم وزارت کار به نسبت حجم دارایی که در سازمان تأمین اجتماعی، صندوق بازنشستگی و جاهای مختلف دارد اصلاً بازدهی مطلوبی ندارد. به‌عنوان مثال سود مجموع بنگاه‌های آن پنج الی شش درصد هست، درحالی‌که تورم به قول خودشان ۱۲، ۱۳ درصد هست؛ یعنی نه‌تنها سود تولید نمی‌کنند، زیان هم تولید می‌کنند. اگر تورم را از آن‌ها کم کنیم می‌توان گفت هرساله ۵،‌۶ درصد از قیمت دارایی‌شان کم می‌شود. این هست که باید بنگاه‌ها تجدید ساختار و فناوری داشته باشند، آن‌ها باید فناوری‌های نو را به‌کار بگیرند. بیشتر تصور می‌کنم مشکل این مجموعه‌ها ساختاری هست، یعنی شرکت‌های متعدد، عریض و طویل با هیئت‌مدیره، مدیرعامل، حقوق‌بگیران بسیار و … وجود دارد اما درنهایت تولید و خروجی که باید از اصل قضیه داشته باشیم، تولید مطلوبی نیست.

شما قبل از این گفته بودید ایجاد شغل شدنی نیست مگر با همت و مدیریت جهادی؛ به نظر شما دولت‌های یازدهم و دوازدهم در این زمینه فعال بوده‌اند؟ یعنی هم همت داشته‌اند و هم مدیریت جهادی را به کار گرفته‌اند یا خیر؟

نباید به دولت‌ها مطلق نگاه کرد، بلکه باید نسبی نگاه کرد. آن‌ها در حال تلاش هستند و سعی می‌کنند تولید را افزایش بدهند اما هنوز به وضع مطلوب نرسیده‌اند، بخصوص اینکه ما عقب‌افتادگی‌های بسیاری داریم. چشم‌انداز ۲۰ ساله جمهوری اسلامی از ۱۳۸۴ شروع شد و قرار بود تا ۱۴۰۴ یک رشد مستمر هشت‌درصدی داشته باشیم، درحالی‌که متأسفانه متوسط این رشد طی ۱۲ سال از زمان شروع چشم‌انداز زیر ۳ درصد بوده. اگر بخواهیم به معدل رشد ۸ درصدی برسیم باید ازاین‌پس با یک رشد ۲ رقمی یعنی ۱۲، ۱۴ و ۱۵ درصد حرکت کنیم که به نظر می‌رسد با این ساختار دست‌نیافتنی هست.

در برنامه ششم توسعه نیز پیش‌بینی‌شده بود که رشد سالانه اقتصادی هشت درصد باشد که قطعاً نیازمند مدیریت جهادی، اصلاح ساختار و سرمایه هست. در این خصوص باید حداقل سالانه ۱۰۰ میلیارد دلار جذب سرمایه خارجی داشته باشیم. گاهی اوقات احساس می‌کنیم نه‌تنها سرمایه‌ای جذب نمی‌شود بلکه یک سری از سرمایه‌ها هم از کشور خارج به‌اصطلاح فرار می‌کند.

سرمایه مانند یک آهو می‌ماند، این آهو اولاً جایی می‌رود که بتواند تغذیه بکند و سود ببرد. آهو به‌محض شنیدن کوچک‌ترین صدا و ترقه‌ای فرار می‌کند؛ لازم نیست حتما این ترقه، ترقه امنیتی باشد. بلکه به‌عنوان‌مثال رفتار قوه قضائیه یا دولت و تغییر و تحولاتی که در سیاست‌ها رخ می‌دهد، نیز تشنج و گرفتاری ایجاد می‌کند. به‌عنوان نمونه، این رانت اطلاعاتی چیست و چطور شکل می‌گیرد؟ می‌بینیم ظرف یکی دو ماه، یک‌باره قیمت یک اتومبیل خارجی ۴۰ الی ۵۰ درصد کمتر یا بیشتر گران می‌شود. یک عده زیادی که از رانت اطلاعاتی برخوردارند وضع مالی‌شان خوب می‌شود و یک عده هم ضرر می‌کنند.

دولت رفع مشکلات اقتصادی را به برجام پیوند زده و معتقد بود که پس ازبرجام مشکلات مردم حل می‌شود، اما با توجه به بدعهدی آمریکا در برجام هیچ اتفاقی نیفتاد. نظر شما دراین‌باره چیست؟

خیر، این‌چنین نیست، اینکه بگوییم هیچ اتفاقی نیفتاده صحیح نیست. از برجام یک توقعات واقعی وجود داشت ولی روی یکسری توقعات هم تبلیغات زیادی صورت گرفت. ما به همه چیزی که در برجام می‌خواستیم برسیم، نرسیدیم. اما اینکه هیچ اتفاقی نیفتاد را هم قبول ندارم. ابتدای صحبتم عرض کردم ما ۷۰۰ هزار بشکه نفت در روز می‌فروختیم اما امروز فروش‌مان به ۵/۲ میلیون بشکه نفت رسیده. اگر برجام اتفاق نیفتاده بود شاید راهکارهای دیگری پیدا می‌کردیم، اما بالاخره روابط تجاری ما ۱۰، ۱۵ درصد گرانتر تمام می‌شد. ما می‌خواستیم یک جاهایی تحریم‌ها را دور بزنیم، یک جاهایی بیمه‌ها را دو برابر پرداخت کنیم، یک کالایی می‌خواستیم بفروشیم چندین کشور آن را می‌چرخاندیم، یا مثلاً جابه‌جایی پول و … عرض می‌کنم ما الان به همه آن چیزی که می‌خواستیم برسیم نرسیدیم ولی تصور بکنید که اگر برجام اتفاق نیفتاده بود، بالاخره ما که تسلیم نمی‌شدیم ما حتماً راه‌حل دیگری پیدا می‌کردیم، اما امروز ممکن بود نفت‌مان را در روز حتی یک بشکه نفروشیم. تصور کنید شاید امروز نفت ما را نمی‌خریدند و در کالاهای اساسی چون دارو بازهم تحریم بودیم. هرچند در برجام طرف مقابل به بخشی از تعهداتش عمل نکرد که دولت باید با قدرت چانه‌زنی و دیپلماتیک و مطرح کردن مسائل در افکار عمومی جهان ثابت کند که آمریکا بدعهدی می‌کند. البته الحمدالله این فضا هم به‌وجود آمده و خود اروپایی‌ها هم الان آن را قبول دارند. اینکه آمریکا اصرار دارد برجام باید لغو بشود یا از بین برود یا … معلوم هست که بالاخره همه سود را آن‌ها نبرده‌اند. ما سود بردیم، آن‌ها هم برده‌اند؛ قرار بود بازی برد برد باشد. ترامپ علاقه دارد یک بازی برد باخت باشد، یعنی خودشان ببرند و ما ببازیم.

 

جام جم

  • تاریخ : ۱۰ام فروردین ۱۳۹۷
  • موضوع : تفریحی


تاريخ انتشار:
۱۳:۱۴ – ۱۳۹۶ يکشنبه ۲۹ بهمن


کد خبر: ۱۱۸۴۱۳

تعداد نظرات : ۰


یکی از سرخپوشان برای ماندن و تمدیدقراردادش، به توافقات کامل رسیده هست.




به گفته روبوما نیوز،از اطراف تیم و باشگاه پرسپولیس این طور شنیده می شود که محمد انصاری برای تمدید قراردادش با مسوولان باشگاه به توافق رسیده و به این ترتیب خط دفاع مستحکم پرسپولیس فصل بعد نیز در این تیم توپ خواهند زد.
این در حالی هست که انصاری از سه باشگاه اروپایی و یک باشگاه قطری پیشنهاد دارد و اگر ماندنی شود، مطمئنا تصمیم سختی گرفته هست. او فصل قبل نیز پیشنهادی حدود ۴ میلیارد تومان از چین داشت ولی تصمیم گرفت در پرسپولیس بماند.

 

منبع:خبرورزشی

صفحه 30 از 438
»...1020 قبلی 26272829303132333435 بعدی 405060...«